مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
مِهر او فـانـوسها را ماه تـابـان میکند شمع بزمش کار خورشید فروزان میکند این جوان خوش قد و بالا خود پیغمبر است روزبه را با گل لبخـنـد، سلـمان میکند ابـرویش تـشریح بسمالله رحـمان رحـیم بیسخن گفتن لبش تفـسیر قـرآن میکند از صنـوبرها شکـوه قامتـش دل میبرد خواب گندمزار را مویش پریشان میکند با دم عـیسی اگر مردم مسیحی میشدند چهرۀ اکـبر مسیـحی را مسلـمان میکند هر که شعری گفت در وصفش ولی لیلا سرود «من گُلی دارم که عالم را گلستان میکند» یـوسف اولاد خـاتم بس که دارد منزلت خـاتم شاهی در انگـشت سلیـمان میکند گرچه میدانیم «در بهداری قُرب حسین دردها را بیـشتر عباس درمـان میکند» اکبر لیلا هم اینجا دستگیری دیگر است از همان پائینِ پا بیوقـفه احسان میکند دل بـریدی از همه عـالم، برو پائـینِ پـا گریه کن چون او نظر بر چشم گریان میکند یاد آن ساعت که دیدند آسمانیها حسین جان خود را در عبا تقدیم جانان میکند |